ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٢٤ : توسط : نرگس

"يك دوست معمولي هيچ گاه نمي تواند گريه تو را ببيند.

يك دوست واقعي شانه هايش از گريه هاي تو تر ميشود.

دوست معمولي اسم كوچك والدين تو را نمي داند.

دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.

دوست معمولي يك جعبه شكلات براي مهماني تو مي آورد.

دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي كمك كردن به تو مي ماند.

دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.

دوست واقعي مي پرسد كه چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري.

دوست معمولي دوست دارد به مشكلات تو گوش دهد.

دوست واقعي سعي در حل آنها دارد.

يك دوست معمولي مانند يك مهمان عمل مي كند و منتظر مي ماند تا از او پذيرايي شود.

يك دوست واقعي به سمت يخچال رفته و از خودش پذيرايي مي كند.

دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از يك مرافعه تمام مي شود.

يك دوست واقعي مي داند كه كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكمتر مي شود.

يك دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك مي كنند با تو مي ماند."