ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٢٦ : توسط : نرگس

الان بيرونم .دوباره آمدم کافی نت.

گاهی اوقات خوشم مياد بيام اينجا .يک حس خاصی به آدم دست ميده .مثل آن روزهايی که هنوز سيستم نداشتم و می آمدم برای همتون از اينجا ميل می زدم .

فکر کردن به آن روزها هم ناراحتم می کنه هم خوشحال.ناراحت چون برای من تمام کردن يک دوره بود.دوره ای که دوستش داشتم .خيلی زياد .

جدا شدن از آدمهاای که برای مدتها دنيای منو می ساختن.و خوشحال چون نسبت به آن زمان خيلی چيزها با تلاش خودم به دست آوردم .شايد نه زياد اما باز هم يک قدم جلوترم .

امروز تو شرکت يک حس جديد داشتم .حتما به خاطر حضور توست در من .انگار که آدم وارد يک بازی جديد شده .ميدونم که سخته اما دوست داشتم وارد شم و شدم .

باقيشو خدا ميدونه.

شايد يک عالمه سال ديگه من بيام و آرشيو وبم رو باز کنم و خندم بگيره از اين اراجيف .نمی دونم .اما هميشه يک شانس برای آدم هست که بياد بشينه چند خط حرف بزنه و دل به يادداشتنهاش خوش باشه و فردا اونقدر تفکراتش فرق کرده باشه که جا برای خنديدن داشته باشه .وگرنه که اوضاع خيلی بی ريخت ميشه.

اينسکوت کافی نت خيلی خوبه .شايد هم يک روز به جای رفتن به پتروشيمی بيام يک کافی نت بزنم .

شايد.