ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٤ : توسط : نرگس

"گريه كن

گريه قشنگه

گريه سهمه دل تنگه

گريه كن

گريه غروبه

مرهم اين راه دوره

سر بده آواز هق هق

خالي كن دلي كه تنگه

گريه كن

گريه قشنگه

بذار پروانه احساس دلتو بغل بگيره

بغض كهنه رو رها كن

تا دلت نفس بگيره

نكنه تنها بموني دل به غصه ها بدوزي

تو بشي مثل ستاره

تو دل شبا بسوزي

گريه كن

گريه قشنگه........"

.....................................

ساعت شش صبح

صداي كش دار ساعت

آفتابي كه بالا آمده است

روشنايي يك صبح ديگر

صداي جاروي رفتگري كنار پنجره

سوهاني بر ذهن كوچه

لباسهاي هر روز

روزمرگيها در جيب

كوچه خلوت

عطر ياس همسايه

گذر ذهن به خيالي دور

سرويس شركت

روزي دوباره

نگاههاي بيگانه

لبخندهاي بيهوده

فريبهاي پنهان

دلتنگيهاي دور

نگاه چشم انتظار

تكرار هر روز

خنكاي عصر تابستان

خلوت اتاق

فكر فكر فكر

ذهن ورم كرده

اشكهاي آخر شب

كابوسهاي هر شب

تكرار ترسهاي هرروزه

عطر شب بو

آواز جيرجيرك

ساعت شش صبح

صداي زنگ .........