ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۱ : توسط : نرگس

دیشب یک فیلم جالب دیدم به نامMy big fat Greek wedding داستان دختری یونانی که در یک خانواده شلوغ و پر فامیل زندگی می کند پدر او که سالهای سال است از یونان خارج شده سعی دارد فرزندانش را به شیوه یونانی تربیت کند آنها در درون یک فامیل بزرگ مراسمات خاص خود را اجرا می کنند .پدر عقیده دارد که فرزندانش هم باید با یونانیها ازدواج کنند .تولا که شخصیت اول فیلم است در رستوران پدرش کار می کند از زبان خود درباره کودکیش که با همکلاسیهایش متفاوت بوده می گویداو باید به مدرسه یونانیها برود و ظهرها غذای یونانی بخورد.اکنون او در سنین بزرگسالی است و هنوز ازدواج نکرده ومایه ناامیدی پدرش میشود.اما یک روز با دیدن یک آگهی درباره یک کلاس آموزشی کامپیوتر در کالج او عزم خود را جزم میکند تا پدر را برای ثبت نامش متقاعد کند و با کمک مادرش در کالج ثبت نام میکند.

زندگی واقعی او از اینجا آغاز میشود او سعی می کند که در ابتدا در ظاهر خود که تا آنروز به آن بی توجه بوده تغییری ایجاد کند و سپس با اطرافیانش در کالج روابط خوبی برقرار سازد در این حین با مردی ایتالیایی آشنا میشود و عاشق هم میشوند .اما مانع بزرگتر  ی برای او وجود دارد :پدرش و سنتهایش .

سرانجام بعد از گذشت زمان اطرافیان پدر را راضی میکنند که با ازدواج او موافقت کند که البته پدر هم شرط و شروطی می گذارد و اینکه مراسم در کلیساس ارتدوکس باید برگزار شود و پسر نیز باید به جامعه ارتدوکس بپیوندد .

سرانجام آنها در یک مراسم شلوغ و پر فامیل و پر هیاهو ازدواج می کنند .

علت اینکه از فیلم خوشم آمد در چند چیز بود فیلم روایت زندگی مردمانی بود که در غربت سعی در حفظ وطن خویش داشتند در درونشان .آنها اگر چه گاهی اوقات حلقه ای به دور خود ایجاد کرده بودند اما با قبول مرد ایتالیایی در درونشان این مرزها را کمی شکستند آنها بی نهایت به یونانی بودن خودشان می بالیدند پدر خانواده همیشه می گفت که هر لغتی در جهان حتما یک ریشه یونانی دارد و گاهی حتی برای کلماتی که هرگز نمی دانست چیست هم ریشه یونانی پیدا می کرد و این به طنز فیلم کمک می کرد.

همچنین شخصیت تولا جالب توجه بود در ابتدای فیلم او زنی درهم ریخته و ناامید در رستوران پدرش کار می کرد اما به ناگاه به خود آمد و خودش را از آن وضعیت اسفبار نجات داد.او با باز کردن دریچه قلبش بر روی مردی ،کاری که قبلا از آن واهمه داشت ،و شهامت داشتن خانواده جدیدی توانست خوشبختی خودش را بسازد.

همچنین پدر و مادر جوان ایتالیایی هیچگونه مخالفتی با تغییر مذهب او نکردند .در جایی او به والدینش می گوید ما آدمهای مذهبی نیستیم اما پدر تولا هست و من باید به اعتقادات او احترام بگذارم .او تمام مراسمها را با صبر فراوان تحمل کرد تا به تولا برسد .پدر و مادر او در تمام مراسمها شرکت کردند اگر چه در ابتدا کمی حیرت زده بودند اما در انتها آنان هم به حلقه عظیمی که دست در دست هم می رقصیدند پیوستند و از مراسم عروسی لذت بردند.

ضمنا من تا دیروز نمی دانستم که مراسم غسل تعمید در کلیسای ارتدوکس چگونه انجام میشود و این هم یک نکته آموزنده در فیلم بود.

از نکات طنز فیلم در باره پرخوریهای زیاد فامیل تولا بود که واقعا آدم را می خنداند همچنین مراسم آماده کردن عروس که با وجود آنهمه عموزاده و خاله زاده و.....واقعا جالب بود.

نمی دانم که آیا این فیلم از نظر هنری فیلم مطرحی هست یا نه اما من دیشب که در تنهایی خانه این فیلم را دیدم هم کلی خندیدم و هم کلی لذت بردم از تلاش تولا برای تغییر وضعیت خودش .راستی معنی اسم او میدانید در یونانی چی بود:خدای عشق