ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٢ : توسط : نرگس

.................................................................................

"باور می کنی موش کوچولویی عاشق شاهزاده خانمی شود!

این رمان ماجرای رنج های این موش عاشق است .ماجرای ایستادگی او در برابر سختی ها،ناروایی ها و تبعید و تهدید.رمان ،ماجرای سفر موش کوچولو و دوستانش به سیاهچال ترسناک در قلعه ای پر زرق و برگ است که شاهزاده خانم در آن جا زندگی می کند .اما در این سفرها چه بر سر آنها خواهد آمد و این عشق چه سرانجامی خواهد داشت ؟پیدا کردن پاسخ به عهده ی تو.

بخشی از کتاب را برای شاگردانم خواندم و آن را بستم .اما ناگهان همه یک صدا فریاد کشیدند :نه نبندید بخوانید.

در نمایشگاه کتاب اغلب پدر و مادرها موقع خرید هم چنان که به فرزندانشان اشاره می کردند ،می گفتند :تا حالا برای خرید هیچ کتابی این قدر بی تابی نشان نداده بودند....سی .پاول (آموزگار و منتقد کتاب )"

مطالب بالا را از پشت جلد کتاب "موش کوچولو"نوشته "کیت دی کاملیو" و با ترجمه آقای حسین ابراهیمی نشر افق که کتابی برای نوجوانان است برایتان نوشتم .هرچند من آن زمانی که باید می نشستم و این کتابها را می خواندم کتابهای بزرگترها را خواندم در نتیجه الان دلم می خواهد که کتابهای نوجوانان را بخوانم !!

اما این کتاب را که در قسمت نوجوانان کتابخانه شهرک دیدم اولین چیزی که توجه مرا جلب کرد عکس روی جلد آن بود که موش کوچولویی بی دمی است با یک نخ قرمز به دور گردن و یک سوزن خیاطیکه به دنبالش می کشد! واقعا تصویر جالب است که بدانی ماجرا از چه قرار است.این کتاب ضمنا برنده ی جایزه نیوبری 2004 هم شده است.چند تا جمله از کتاب را هم برایتان می نویسم .من که خیلی از خواندن کتاب لذت بردم بیشترش را هم در سرویس شرکت موقع برگشت به خانه خواندم اگر چه بعدش بد جوری سردرد شدم اما ارزشش را داشت .

"خواننده عزیز ،ممکن است لین سوال را بپرسی در واقع ،باید این سوال را بپرسی : مضحک نیست که موشی بسیار کوچک و رنجور با گوش هایی بزرگ ، عاشق شاهدخت زیبایی به نام پی شود؟

پلسخ این است که بله البته که مضحک است.

عشق مضحک است.

اما عشق شگفت انگیز هم هست و پر توان.

عشق دسپرا به شاهدخت هم به موقع نشان خواهد داد که هم پر توان است و هم شگفت انگیز و هم مضحک..."

.............................................................

امروز روز معلمه و من از صبح در حال زنگ زدن و تبریک گفتن به همه معلمانی هستم که می شناسم .یاد بچگیهایمان می افتم مخصوصا دوره دبستان که در این روز حتما برای معلمان کادو می بردیم حالا هر چند کوچک اما انگار قداست این روز برایمان با هدیه همراه بود و هر کس با توجه به وضعیت مالیش هدیه ای برای معلمش می خرید.یادم هست گاهی بچه ها پولهایشان را باهم جمع می کردند تا هدیه بهتری برای معلمشان بگیرند و..

الان دیگر در سیستم آموزشی تا جایی که از دوستان معلم شنیده ام از دانش آموزان می خواهند که از آوردن هدیه خودداری کنند و خود مدارس برای مربیانشان جشن میگیرند و ....اما در آن روزهای کودکی ما هرچند که هدیه های ما در آن مدرسه کوچک که در حاشیه شهر بود ،ارزش آنچنانی نداشت اما در ذهن و روحمان به مانند یک نماد بود برای تشکر از آموزگارانمان .

.............................................................