ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢ : توسط : نرگس

نان میپزد در تنور هر روز

زنی

چشم انتظار و دلنگران

مردی از دوردست نمی آید

ومی سوزد زنی هر روز

..................................

در آشپزخانه می پوسند بیهوده واژگان سرگردان

به کسی تقدیم نمی شوند

و نه توشته در کاغذی

آغشته در غباری از دود و گرد...

می پوسند در ذهن زنی

هر روز در آشپزخانه......

....................................

فروغ در یکی از مصاحبه هایش در مورد 30 سالگی گفته است که برای یک زن این سن نوعی رسیدن به کمال است.

 و من فکر می کنم 30 سالگی مرزیست که در آن معلق میان همه چیزی و شاید غوطه ور در خاطراتی دور.مرزی میان جوانی و میانسالی...و شاید دیگر دیر برای تجریه های از جنس نو.هر چند به قول یکی از دوستانم که این جمله از مارک تواین را برایم خواند که ده سال دیگر حسرت کارهایی را خواهید خورد که هیچ گاه تجربه نکردیده اید، همیشه برای تجربه کردن وقت هست.

من اما فکر می کنم که دیگر فرصتی نیست شاید بهتر باشد سکوت کنیم و بیشتر اندیشه کنیم تا در مرز 30 سالگی به تکاملی که فروغ از آن یاد کرده نزدیکتر شویم.