ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٧ : توسط : نرگس

مرا ببخش دیگر نمی توانم از تو بنویسم از تو و خنکای عطر تو که از سرزمینهای دور دست می اید،وقتی که عشق اینچنین در خیابان می میرد و مادران همیشه عزادار تاریخ در کوچه های خاکی و تو در تو به دنبال کفشهای کودکان گمشده شان می گردند ،چگونه می توان از تو بنویسم و از عشق تو.عشق در خیابان می میرد هر روز و دفترچه های شعر شاعران جوان در جویهای اب با رنگ خون اغشته میشود.

نمی توانم از تو بنویسم .مرا ببخش.وقتی که دخترها به خانه بر نمی گردند و پسرها در خیابانها گم می شوند و صدای گنجشکهای هراسیده در خیابانها دیگر به گوش نمی رسد تو بگو عزیز دل بیقرارم چگونه می توان از تو نوشت!