مادر جان مرا ببخش
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٦ : توسط : نرگس

مادر جان

مرا ببخش

که بدرودت نگفتم برای اخرین بار

نمی دانستم دیدار اخر من و توست.

نمی دانستم که در خیابان خونی خواهم بود که بر اسفالت میچکد.

نمی دانستم مرگ در خیابان پرسه می زند به انتظار.

مادر جان مرا ببخش

مرا ببخش نشد که بیایم و اشکهایت را از گونه هایت پاک کنم.

نشد که برگردم و دوباره در آغوشت بگیرم چرا که دستانم را شکسته بودند

نشد که برایت بگویم فریادی شده ام در گلوی هزاران هزار نفر.

مرا ببخش

نشد که بیایم و بگویم دوستت دارم

چرا که دهانم را خرد کرده بودند

نشد که بیایم

تنها لباسم کفنم بود و من تاب تحمل غم تو رو نداشتم .

ببخش مادرم

بر مزار تازه من اشک مریز

من زنده ام .