قلب ,شكارچي تنها
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٥ : توسط : نرگس

"قلب ,شكارچي تنها " ،اولين رمان تحسين برانگيز كارسن مك كالرز زماني به چاپ رسيد كه نويسنده تنها بيست و سه سال داشت.نويسنده اي كه نيمي از بدنش در سي و يك سا لگي به طور كامل فلج شد وتا مدتها تنها يك انگشت او براي تايپ مطالب حركت مي كرد .رمان او روايتگر زندگي جان سينگر مردي كرو لال و تنهاست .او در جمع افرادي متضاد حضور دارد كه رازهاي خود را براي او مي گشايند و سينگر ،زندگي ملال آور آنها را چنان دگرگون مي كند كه هرگز به فكر خودشان هم نمي رسد.

"سينگر" مرد ناشنوا و لالي است كه با لب خواني و نوشتن حرفهايش با دنياهاي ديگر ارتباط برقرار مي كند.آدمهاي اطراف او هر يك در ميان مشكلات زندگي خود سرگردانند آنها به نزد او مي ايند و با او حرف مي زنند و انگار تنها پناهگاه محكم خود را پيدا مي كنند . سينگر اما به راستي تنهاترين فرد رمان است او كه دوست ناشنواي خودرا كه در بيمارستان رواني بستري است از دست داده دردنيا فقط يك آرزو دارد و آن بودن با دوستش است.در خلال داستان مسائل و مشكلات زندگي سياهپوستان در جامعه آن زمان امريكا هم بيان ميشود .زماني كه هنوز هم ورود سياهان به بعضي از مكانهاي تفريحي ممنوع بودو ....

دنياهاي دروني آدمهايي را به تصوير مي كشد كه هريك درواقع تنهاتراز آني هستند كه به نظر مي رسند و ميان عقايد گاه ضد و نقيض خود دست و پا مي زنند. رمان گيرايي خاصي دارد وترجمه آن نيز روان است.نشر افق كتاب را به چاپ رسانده و خانم شهرزاد لولاچي مترجم آن است.درپشت جلد كتاب مي خوانيم :

"خانم مك كالرز وفاكنر پس از مرگ دي .اچ.لارنس تنها نويسندگاني هستند كه نثرشان حساسيت شاعرانه ي منحصر به فردي دارد .من مك كالرز رابه فاكنرترجيح مي دهم چون نوشته هايش شفافتر است و از همه مهم تر اورا به لارنس ترجيح مي دهم چون نوشته هاي اورا ادبيات ناب مي دانم."گراهام گرين