دیوانه وار
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧ : توسط : نرگس

آثار "کریستیان بوبن" انسان را شگفت زده می کنند .همه چیز حتی کوچکترین و بی اهمیت ترین مسائل هم می توانند دستمایه نوشته های اوباشند.مرگ ،زندگی ،عشق ، تولد ،کودکی ، بزرگسالی ، لغزیدن یک برگ ، به راه افتادن یک کودک ، همه چیز در نوشته های او شکلی از سبکبالی به خود می گیرند.درست به مانند اینکه ادم عینکی بزند که همه زندگی را شفاف تر ببیند .باخواندن کنابهایش حس می کنی وسط یک روزسرد زمستان نشسته ای کنار پنچره اتاقی گرم و داری یک فنجان چای می نوشی و همه چیز درسکوت و گرمای اتاق فرو رفته است.می خواهی کلمات را دیوانه وار ببلعی هر کلمه و جمله را زیر زبانت مزه کنی و با دقت قورتش دهی و لذت ببری.

هر واژه به راحتی می لغزد انگار بر کاغذ .انگار تمام حرفهای دل توست یا زندگی خودت که اینقدر با آنها مانوس می شوی.

الان دارم کتاب" دیوانه وار" را می خوانم.اشتیاقی وصف ناپذیر دارم برای بلعیدن کلمات کتاب.

"فکر می کنم مادرم دیوانه است.برای تمام بچه های دنیاآرزو می کنم که مادری دیوانه داشته باشند .دیوانه ها بهترین مادرهای دنیا هستند .با قلب وحشی بچه ها بهترین نوع سازگاری و هماهنگی را دارند .دیوانگی مادرم از ایتالیا از سرزمین اصلیش سر چشمه می گیرد.مردم در ایتالیا ،آنچه را که در درون دارنند بیرون می ریزند .هم لباسهایشان را برای خشک کردن و هم قلبشان را برای شستشو دادن.......