بادبادكها
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٩ : توسط : نرگس

"رومن گاري (1980-1914)نويسنده ،سياست مدار،سناريست و كارگردان روس تبار فرانسوي در ايران بيگانه نيست.ما او را با رمانهاي خداحافظ گاري كوپر و سگ سفيد ترجمه سروش حبيبي و مجموعه داستانهاي كوتاه پرندگان مي روندو در پرو مي ميرند به ترجمه ابوالحسن نجفي و كتاب تربيت اروپايي به ترجمه فريدون گيلاني مي شناسيم.رمان حاضر كه بن مايه هاي موضوعي و تصويري خودرا از واقعيتهاي زندگي خانواده اي فرانسوي به نام "فلوري" گرفته است بازتاب عشق پسر و دختري است جوان به نام لودو و لي لا كه پسر تحت سرپرستي عمويش آمبرواز زندگي ميكند كه مردم اورا پستچي ديوانه مي نامند .آمبرواز همه عمر خود را صرف ساختن زيباترين بادبادكها مي كند و لودو نيز كه جنگ جهاني دوم او را از دلداده ي لهستاني تبارش جدا كرده است با ياد او در جست و جوي بادبادكي بزرگ در ذهنش مي سازد كه آسمان آبي را در مي نوردد تامگر از عشق گم كرده خود نشاني بيابد."

برگرفته از مقدمه كتاب بادبادكها.

اولين باري كه لودو لي لا را مي بيندد رچهارده سالگي در جنگل نزديك خانه است.خاطره كوتاه از هم صبحتي با دختري كه در ذهن لودو مانند داستان دختر پريان مي ماند.او به مدت زيادي تاديدن دوباره لي لا به همين خاطره كوتاه اكتفا مي كند .خاطره اي كه در قلب او به شعله اي مقدس تبديل ميشود و او حتي د ربدترين شرايط زندگيش در بحبوحه اشغال فرانسه و روزهاي جنگ آن را حفظ ميكند.

داستان اين كتاب داستان مردان و زناني است كه وطن را پاس مي دارند و براي حفظ آن از همه چيز ميگذرند.داستان ملتي كه حتي در اشغال سرزمينشان هم سربلندو آزادند.

داستان عشق ،عشقي باشكوه ،عشقي بخشنده كه در عمق خويش به روح معشوق مي انديشد و احترام مي گذارد.داستان آدمهايي كه باعشق به وطن و خويشتن جاويدان مي مانند در خاطر.بادبادكها كه در آسمان وطن آزادانه اوج مي گيرندو پيام شادي مي برند براي هزاران هزار كودك بازمانده از جنگ كه بيشتر از همه چيز در زندگيشان به شادي و اميد محتاجند.

اين كتاب ترجمه ايست از ماه منير مينوي و از طرف انتشارات توس براي بار دوم د رسال 87 تجديد چاپ شده است.