ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱٩ : توسط : نرگس

"امسال

سال خوبي بود.

زيرا با خاك آشنا تر شدم

و سفري به درياهاي دور كردم

چنانكه گويي

ديگر مي دانم

تن من از كدام

خاك است

و دل من

از كدام درياست."

بيژن جلالي

***********************

هميشه همه چيز از يك اتفاق ساده شروع مي شود.

اگر الان برگردي و پشت سرت را نگاه كني مي بيني كه چه قدر ساده شروع شد .همه چيز به سادگي لغزيدن يك برگ در تفكر پر رمز راز پاييز.

پس هميشه بايد حواست به همه لحظه ها ي زندگيت باشد .شايد اين لحظه هماني باشد كه قرار است براي هميشه زندگيت دگرگون شود.

 

**********************

نمي دانم كه اين زمان طولاني چه گونه مي گذرد فقط مي دانم كه با انديشه دوري ادامه مي دهم .رويايي در پس لايه هاي ذهنم به هم مي پيچد و ذهنم را پر مي كند و اينگونه روز با تو آغاز مي شود و با تو به پايان مي رسد.

و در پس تمام اين انديشه ها وحشت از دست دادن و اندوه بيگاه تنهايي است كه مرا به وحشت مي اندازد .

و من كه در تمام اين سالها به اين انزوا خو گرفته ام اكنون از چه مي ترسم ؟نمي دانم .خدا داند و بس.