ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢٥ : توسط : نرگس

"آه سهم من اين است

آه سهم من اين است

سهم من

آسماني است كه آويختن پرده اي آن را از من مي گيرد

سهم من پايين رفتن از يك پله متروك است

و به چيزي در پوسيدگي و غربت واصل گشتن

سهم من گردش حزن آلودي در باغ خاطره هاست

و در اندوه صدايي جان دادن كه مي گويد

 دستهايت را دوست دارم....." فروغ

 

**********************************

هميشه هر آنكه مي رود بخشي از روح تو،احساست و قلبت را با خود مي برد بي آنكه بداند.

دلم گرفته است.دلم به ادازه صد سال تنهايي گرفته است و احساس مي كنم كه در دلم اندوهي است كه مي نوازد براي تو.دستي بر سازي مي لغزد. و هيچ كس نمي داند كه آنكه بر جاي مي ماند چه زجري مي كشد و آنكه مي رود چه دردي.

سوسوي ستاره اي از دور دست آرزو.

امشب در كدام خانه طلوع خواهي كرد.

امشب در كدام آسمان سوسو خواهي زد.

امشب با كدام لالايي به خواب خواهي رفت.

با كدام صدا به صبح خواهي رسيد.

با كدام صدا .....

برايم بگو........

من تا صبح بيدارم

چشم به راه تو  مي مانم.