خیابانهای دور در مه فرو می روند

جاده ها در غبار گم می شوند

جنگلها در آتش می سوزند

جهان در همهمه و هیاهو می میرد

هر روز

تو در آشپزخانه چای شهرزاد می نوشی

 لبخند میزنی

به کودکانت

و شبکه یک را نگاه می کنی.

 

 

/ 21 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهپر

سلام نرگس جان چند وقت پیش خوابت را دیدم... و جالبه که چقدر شبیه این شعرت بودی، همین طور در عین سادگی عمیق و قشنگ!

امیر آزاد خان (اپیکور)

سلام... بی صبرانه منتظر نوشته های تازه از سوی شما هستم . در صورت آپ کردنِ بلاگتون ممنون میشم با خبرم کنید. (امیر)

یونس

سلام از دورانی دور ...

سحر

چه صدائيست که پيچيده در اين جنگل مرگ ؟ چه کسي تيشه بر اين شاخه ي افتاده زمين مي کوبد؟ اين تبر مال تو نيست؟ دستها آن تو نيست ؟ ! تو چه محکم و چه کاري و چه با عشق و علاقه ! به من شاخه ي افتاده ي خشکيده تبر مي کوبي آي آرام بزن مي شکند عمق سکوت ! واي آرام بزن تا نکنم آه تو را جمع کن هر چه شکستي دل من ! هيزم خوبي شد آتشي بردل من زن که ببيني عشق هم مي سوزد ! خوب هم مي سوزد سلام دوست عزیز..سالروز ميلاد باسعادت امام حسن را به شما مهربان تبريك مي گويم.پانزدهمين روز از رمضان را سپري مي كنيم..با امید به اینکه تمامی طاعات وعبادات ما در این ماه عزیز مورد قبول درگاه خداوند بزرگ و منان قرار بگیره...راستی یادت نره به آبجی سربزنی آبجی آپ کرده.....روز دل انگیزی داشته باشی

امیر آزاد خان(اپیکور)

سلام نرگس جان . . . من هر چقدر سعی میکنم نمی تونم نوشته ی جدیدتون رو ببینم. حتی با چند سیستم دیگه هم سعی کردم اما موفق نشدم. من فقط می تونم تاریخ درج مطلبتو ببینم و از خود مطلب خبری نیست. اگه دوست داشتی می تونی مطلبت رو واسم ای میل کنی(من که خیلی دوست دارم ببینم). منم نظرم رو در موردش واست میل می کنم و شما به نیابت از من اونو توی نظرات نوشتتون درج کنید. amirinpala@yahoo.com جاری باشید و سربلند.

مغرور

سلام وبلاگ زیبایی داری به منم سر بزن و اگه خواستی تبادل لینک

امیر آزاد خان (اپیکور)

سلام و درود نرگس جان ××× بلاگت همچنان سر سازگاری با ما نداره ، نمی دونم شاید یه جور شوخیه، شاید هم نه،اما در هر حال من هنوز برای خوندن مطالب و دست نوشته هات(دل نوشته هات) اشتیاق دارم و امید وار. . . بازم ممنون که خبرم کردی... راستی یه سوال، این مشکل گریبان گیرِ همه ی دوستاتِ یا فقط منم که این مشکل رو دارم؟؟؟ آخه دفعه ی پیش با چند تا سیستم امتحان کردم و موفق نشدم که مطالبتو ببینم. جاری و سربلند باشی دوست من نرگس. (امیر)

امیر آزادخان (اپیکور)

سلام××× شعر قشنگی بود اما من انتظار هر مضمونی رو داشتم به جز . . . دلِ همه ی ما ایرونیا خونه و فعلا تنها سلاحمون صبر و سکوتِ. خیلی حرفا واست داشتم که بزنم اما می ترسم بگی چه ربطی به مضمون شعر من داشت!. واسه همین حرفامو تو سینه حبس می کنم ، شاید تو نوشته های بعدیت بهونه ی خوبی واسه گفتنشون پیدا کنم. جاری و سربلند باشی دوست خوب من. (امیر)

امیر آزادخان (اپیکور)

با چه کس میتوان گفت که من اینجا هزاران هزارم نشسته به یک تن که من اینجا هزاران و....یکی می گریزد از این من

امیر آزادخان (اپیکور)

سلام دوست خوب من، نرگس . به روزم و از اینکه رطوبت نفس هاتو روی شیشه ی پنجره ی خونه ام(اپیکور) ببینم ، خوشحال و خرسند می شم. (امیر)