جیر جیرکها نمی خوانند در جنوب

شبها

هر شب در خواب من

جیرجیرکی بیتاب می میرد

و سمفونی عظیمی

منقطع می ماند.

 .....................................................................

نمی خواهم کلماتم بپوسند در پستوی خانه ام

رهایشان می کنم

در اسمان خیالی دور

تا باد پرپر شان کند

در آغوش تو

................................. 

نامه هایی که بی جواب می مانند

شعرهایی که ناخوانده

بی گمان رفته ای

و مداد قرمزت را گم کرده ای

که برایم چیزی نمی نویسی

به یادگار

..................................

مادرها لالای می خوانند

کودکان نمی خوابند

دلنگران آوازی هستند

که با خوابشان

رها میشود

نیمه تمام

 

 

 

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
زادمهر مهرآفرین ( حسن توکلی رودسری )

بانام خداوند مهرآفرین... بر فردوسی بزرگ بی کران درود... به نام نامی مهر ایران بزرگ... با بزرگداشت ( احترام ) فرهنگ والای بی همتای ایران بزرگ پارسی ، درود... *****عراق،پاره جدانشدنی ایران بزرگ پارسی عراق ،دل ایرانشهراست عراق،واژه ای پارسی است... *****

آیدین

سلام که صمیمانه ترین نام خداست سلام نرگس ِ جان حال شما چطوره؟ خوبین شما؟ امیدورام روزهای بهاری زیبای رو سپری کنی [گل]

آیدین

ممنون بابت حضورت و البته بابت لینک قمری

آیدین

وبلاگ بسیار خوبی داری. این شعرت بسیار عالی بود. زیبا و با مفهوم. توصیفاتت عالی بود. خوب بود هر چند که تلخ. باید یه نیگاهی به بولاگت بندازم سر فرصت

آیدین

نرگس عزیز 3تا پست آخرت رو خووندم و هر چند کوتاه اما برات نوشتم. خیلی خوب می نویسی. هرچند گاهی انگاری غمگین و نا امید می نویسی. البته هنوز برای قضاوت زوده هااا.

آیدین

امیدوارم موفق باشی. کاشکی آرزوهایت آب نشوند نازنین. فانووس دلت همیشه در سوسو یا حق [گل]

جهانگیردشتی زاده

نمی خواهم کلماتم بپوسند در پستوی خانه ام رهایشان می کنم در اسمان خیالی دور تا باد پرپر شان کند در آغوش تو دوست عزیز شعرت را می ایم ومیخوانم میروم و باز ..می ایم ..وهمچنان برشاخه سطرهایت گاهی مینشینم ودلبری با دلداده هایت می کنم آمدم واینباره دوشعر به پای درختان سبزت ریخته ام ..اما یکی را نقاشی کرده ام دیگر کلمه یاوری نکرد که ..به رنگ ورگ وخون کشیدم برصفحه ...ببا وببین با خود چه خود زنی کرده ام که شاید رفیق طبیبی چون تو درمانم کند حتی اگر یکی از قطره های اشکم را بازبان دل چشده باشد همین مرا اندکی آرام می کمد ومن تو چه میخواهیم ..که فراتر رود این جان درویرانگی پیکری که..همدلی از همزبانی خوشتر است سپاس